افلاک

فلک

یکم

فلک

دوم

فلک

سوم

فلک

چهارم

فلک

پنجم

فلک

ششم

فلک

هفتم

فلک

هشتم

فلک

نهم

فارسی

ماه

تیر

ناهید

مهر

بهرام

برجیس

کیوان

اطلس

آسمان

بی ستاره

عربی

قمر

عطارد

زهره

شمس

مریخ

مشتری

زحل

کرسی (ثوابت)

عرش

(غیر مکوکب)

English

Moon

Mercury

Venus

Sun

Mars

Jupiter

Saturn

Fixed Stars

-

هفتگی

دوشنبه

جهارشنبه

جمعه

یکشنبه

سه شنبه

پنجشنبه

شنبه

-

-

رنگ

 

 

 

 

 

 

 

-

-

عرفان

طلب

معرفت

عشق

توحید

استغنا

حیرت

فقر و فنا

-

-

شعرا

سعدی

عطار

حافظ

مولانا

فردوسی

نظامی

سنائی

-

-

 

آسمان یکم

ماه - نشانه ولایت است و هدایتگر کاروانیان در شب. سیر سریعتری از فلکهای دیگر دارد و لذا نمایانگر «طلب» است.

سعدی - معلم اخلاق در این دنیای تاریک ماست. اخلاق کریمه نیز شأن نخست طریقت و طلب است.

 

گرت عقل و رای است و تدبیر و هوش   به  عزت  کنـی  پند  سعـدی  بگوش
که  اغلب  در  ایـن  شیوه  دارد  مقال   نه در چشم و گوش و بناگوش و خال

 

آسمان دوم

تیر - دبیر آسمان است و نشانه دانش و «معرفت».

عطار - آموزگار معرفت و شناساننده هفت شهر عشق و طریقت است.

 

با کسی عباسه گفت ای مرد عشق   ذره‌ای بر هرکه تابد درد عشق
گر بود مردی، زنی زاید ازو   ور زنیست ای بس که مرد آید ازو
زن ندیدی تو که از آدم بزاد   مرد نشنیدی که از مریم بزاد
تا نتابد آنچه می‌باید تمام   کار هرگز بر تو نگشاید مدام
چون بتابد، ملک حاصل آیدت   حاصل آید هرچه در دل آیدت
ملک نیز این دان و دولت این شمر   ذره‌ای زین، عالمی از دین شمر
گر شوی قانع به ملک این جهان   تا ابد ضایع بمانی جاودان
هست دایم سلطنت در معرفت   جهد کن تا حاصل آید این صفت
هرکه مست عالم عرفان بود   بر همه خلق جهان سلطان بود
ملک عالم پیش او ملکی شود   نه فلک در بحر او فلکی شود
گر بدانندی ملوک روزگار   ذوق یک شربت ز بحر بی‌کنار
جمله در ماتم نشینندی ز درد   روی یکدیگر ندیدندی ز درد

 

آسمان سوم

زهره - الهه «عشق»، زیبائی و هماهنگی و نمودار غنا، طرب، شعر و موسیقی است.

حافظ - شعر غنائی، عاشقانه و عارفانه پارسی را به اوج زیبائی و معنا رسانده است.

 

در آسمان نه عجب گر به گفته حافظ سرود زهره به رقص آورد مسیحا را

 

 

آسمان چهارم

خورشید - روشنگر است و مظهر نبوت. صفت شکوه و جلال یگانه آن در آسمان، سالک سلیم را به «توحید» حق رهنمون است.

مولانا - در آسمان چهارم (که  فلک خورشید است) قرار دارد ازآن جهت که بیانش پیامبرگونه است و هیچکس را محروم نمی کند. سخنش مثل روز روشن است و همه کس میتواند از آن بقدر قابلیت خود بهره بگیرد.

در عین حال خورشید آسمان مسیح  است از انجهت که در وسط هفت آسمان (یعنی آسمان چهارم) قرار دارد و میتواند با یک دست آز آسمانهای بالاتر بگیرد و با دست دیگر به آسمانهای پائین ببخشد. و باز از سوی دیگر ارادت مولانا به شمس (که مظهر خورشید سرمدی برای مولانا بود) او را در آسمان چهارم قرار می دهد چنانچه خود گفت:

خوابها میدید جانم در شباب

که سلامم داد قرص آفتاب

شکافنده بسیاری از اسرار طریقت و فروراننده چراغی برای سالکان.

 

عاشقی پیداست از زاری دل   نیست بیماری چو بیماری دل
علت عاشق ز علتها جداست   عشق اصطرلاب اسرار خداست
عاشقی گر زین سر و گر زان سرست   عاقبت ما را بدان سر رهبرست
هرچه گویم عشق را شرح و بیان   چون به عشق آیم خجل باشم از آن
گرچه تفسیر زبان روشنگرست   لیک عشق بی‌زبان روشنترست
چون قلم اندر نوشتن می‌شتافت   چون به عشق آمد قلم بر خود شکافت
عقل در شرحش چو خر در گل بخفت   شرح عشق و عاشقی هم عشق گفت
آفتاب آمد دلیل آفتاب   گر دلیلت باید از وی رو متاب
از وی ار سایه نشانی می‌دهد   شمس هر دم نور جانی می‌دهد

 

آسمان پنجم

مریخ - ستاره رزم و جنگ  و خشونت است.

فردوسی - در آسمان مریخ قرار دارد به جهت زبان رزمی و پهلوانیش در شاهنامه.

 

آسمان ششم

نظامی - از جهت آنکه در صنعت  خلق زیبائی شعری در اوج قرار دارد و الهام بخش همه شاعران رمانتیک بعد از خود بوده است در آسمان پنجم که آسمان مشتری می باشد قرار دارد. لازم به یاد آوریست که زیبائی ایجاد رعنائی میکند. مشتری ستاره  رعونت است چنانچه در مخزن الاسرار میگوید:

رعونت رها کرد بر مشتری

         نگینی دگر زد بر انگشتری

و رعونت خود نظامی در مخزن الاسرار بارز است از آنکه هیچ شاعری را در حد خود نمیداند و حتی معتقد است که شاعران پس از او نیز سر افکنده تیغ الماسین سخن او هستند:

تیغ ز الماس سخن من ساختم هر که پس آمد سرش انداختم

 

آسمان هفتم

سنایی - از چهت اوج کلام عرفانيش (که مورد قبول مولویست) در آسمان هفتم که آسمان کیوان است قرار دارد. نکته آنکه کیوان در عین مقام بلندش نحس است  یا به تعبیر شعری، تلخ است. شعر سنائی نیز چون بسیار مشکل است برای مبتدی تلخ و نحس جلوه می کند. به همین خاطر شعر سنائی کمتر مورد استفاده مبتدیان است و راه پیمودگان (چون نظامی و مولانا)  مقام والای کیوانی او را درک و اذعان میکنند. بقول مولانا:

عطار روح بود و سنائی دوچشم او ما از پس سنائی و عطار آمدیم

 

 

7 Stars Illustration