|
|
آسمان یکم ماه - نشانه ولایت است و هدایتگر کاروانیان در شب. سیر سریعتری از فلکهای دیگر دارد و لذا نمایانگر «طلب» است. سعدی - معلم اخلاق در این دنیای تاریک ماست. اخلاق کریمه نیز شأن نخست طریقت و طلب است.
آسمان دوم تیر - دبیر آسمان است و نشانه دانش و «معرفت». عطار - آموزگار معرفت و شناساننده هفت شهر عشق و طریقت است.
آسمان سوم زهره - الهه «عشق»، زیبائی و هماهنگی و نمودار غنا، طرب، شعر و موسیقی است. حافظ - شعر غنائی، عاشقانه و عارفانه پارسی را به اوج زیبائی و معنا رسانده است.
آسمان چهارم خورشید - روشنگر است و مظهر نبوت. صفت شکوه و جلال یگانه آن در آسمان، سالک سلیم را به «توحید» حق رهنمون است. مولانا - در آسمان چهارم (که فلک خورشید است) قرار دارد ازآن جهت که بیانش پیامبرگونه است و هیچکس را محروم نمی کند. سخنش مثل روز روشن است و همه کس میتواند از آن بقدر قابلیت خود بهره بگیرد. در عین حال خورشید آسمان مسیح است از انجهت که در وسط هفت آسمان (یعنی آسمان چهارم) قرار دارد و میتواند با یک دست آز آسمانهای بالاتر بگیرد و با دست دیگر به آسمانهای پائین ببخشد. و باز از سوی دیگر ارادت مولانا به شمس (که مظهر خورشید سرمدی برای مولانا بود) او را در آسمان چهارم قرار می دهد چنانچه خود گفت:
شکافنده بسیاری از اسرار طریقت و فروراننده چراغی برای سالکان.
آسمان پنجم مریخ - ستاره رزم و جنگ و خشونت است. فردوسی - در آسمان مریخ قرار دارد به جهت زبان رزمی و پهلوانیش در شاهنامه.
آسمان ششم نظامی - از جهت آنکه در صنعت خلق زیبائی شعری در اوج قرار دارد و الهام بخش همه شاعران رمانتیک بعد از خود بوده است در آسمان پنجم که آسمان مشتری می باشد قرار دارد. لازم به یاد آوریست که زیبائی ایجاد رعنائی میکند. مشتری ستاره رعونت است چنانچه در مخزن الاسرار میگوید:
و رعونت خود نظامی در مخزن الاسرار بارز است از آنکه هیچ شاعری را در حد خود نمیداند و حتی معتقد است که شاعران پس از او نیز سر افکنده تیغ الماسین سخن او هستند:
آسمان هفتم سنایی - از چهت اوج کلام عرفانيش (که مورد قبول مولویست) در آسمان هفتم که آسمان کیوان است قرار دارد. نکته آنکه کیوان در عین مقام بلندش نحس است یا به تعبیر شعری، تلخ است. شعر سنائی نیز چون بسیار مشکل است برای مبتدی تلخ و نحس جلوه می کند. به همین خاطر شعر سنائی کمتر مورد استفاده مبتدیان است و راه پیمودگان (چون نظامی و مولانا) مقام والای کیوانی او را درک و اذعان میکنند. بقول مولانا:
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||